چگونه حاضر جواب باشیم؟
اولین راهکار، کار ممنوعی است.
در حقیقت این کار را نباید انجام دهیم مثلاً کسی یا یک دوست صمیمی که متاسفانه گویا کمی هم بیادب هست به دوستش بگوید “چقدر تو خنگی!”
شاید یکی از بدترین جوابها این باشد که بگویید که من خنگ نیستم در حقیقت زمانی که بگوییم من اینطوری نیستم یا شرایط اینطوری نیست عملاً این موضوع را دارید تایید میکنید. فرض کنید یک نفر پیش شما میآید و میگوید “ببین نگران نباش” چه اتفاقی میافتد؟!
شما قطعاً نگران خواهید شد.
بنابراین اینکه بگویید من اینطور نیستم شاید خیلی جواب خوبی نباشد.
روش دوم پاسخ با سوال است.
اگر هیچ چیزی به ذهن ما نرسد شاید خوب باشد که یک سوال بپرسیم مثلاً اگر کسی گفت:”چقدر خنگی” بپرسیم:
ببخشید منظورت چیه؟
میتونم بدونم چرا این حرف رو میزنی؟
دلیل اینکه الان اینو گفتی رو میتونم بدونم چیه؟
راجع به سوالات باید فکر کنیم و بسته به شرایط مختلف از سوال خوبی استفاده کنیم.
سومین روش استفاده از طنز هست.
این روش خیلی خیلی خوب جواب میدهد و در بسیاری از اوقات میتوانیم به خوبی از آن استفاده کنیم.
بنابراین فکر کنید ببینید چه نقاط ضعفی در ما وجود دارد وچه جواب های طنز امیزی می توانیم در این رابطه ارائه کنیم.
مثلاً کسانی که حس میکنند به هر دلیلی لزومی ندارد که دارای فرزند باشند و نمیدانم دیگران چرا و به چه اجازهای اما حق خودشان میدانند که وسط جمع بگویند: راستی شما نمیخوای بچه دار بشی؟ و این که کار بدی است و دور از آداب معاشرت است، ما فعلاً به این موضوع کاری نداریم.
حالا اینکه چطور به این بحران پاسخی بدهیم واقعاً مسالهای خاص است، روشهای مختلفی وجود دارد که میشود به آن پاسخ داد مثلاً اگر جمع خودمانی است و شرایط خیلی سنگین نیست با طنز میشود گفت: اه چه نکته جالبی! اصلًا یادم نبود خوب شد یادم انداختی حتماً در دستور کار قرار میدم دستت درد نکنه متشکرم.
این کار میتواند تنش را کاملاً از بین ببرد البته به این بستگی دارد که شخص مقابل ما چه کسی باشد؟
مثلاً اگر بزرگ خاندان این سوال را از ما بپرسد و ما این جواب را به آن شخص بدهیم مطمئناً یک فاجعه آفریدهایم. بنابراین شخصی که این سوال را میپرسد خیلی مهم است.
روش چهارم پیش دستی کردن است.
اینکه ما یک موضوعی به نظرمان میآید مورد بحث وچالش خواهد بود را خودمان به عمد پیش بیاوریم. البته باید این موضوع بسیار مشخص باشد نه این که حدس بزنیم شاید متوجه شدند اگر صدرصد مطمئنی که متوجه موضوع میشوند حالا میتوانیم از آن استفاده کنیم.
مثلاً من دوستی داشتم که نامش حسن بود و موهای سرش به طور کامل ریخته بود، هر موقعی که کسی را میدید میگفت که: من حسن فلانی هستم بهم میگن حسن کچل، تعداد زیادی کتاب هم در رابطه با من نوشتن کتابای شعر کودکان و…
به صورت طنز این را میگفت و عملاً راجع به این موضوع پیشدستی کرده بود و خیلی هم برای افراد جالب بود. حالا ما باید فکر کنیم نقاط یا نقاطی وجود دارد که باعث چنین چالشهایی شود که اصلاً ما اجازه ندهیم مرحله به حاضرجوابی نرسد پیشدستی کنیم و نگذاریم چنین بحثی پیش بیاید.
یکی دیگر از موضوعاتی که باید در نظر داشته باشیم نام خودمان هست.
ممکن است ناممان یا نام خانوادگیمان به گونهای باشد که بشود از آن یک طنزی استفاده شود، بنابراین ما خودمان میتوانیم از آن استفاده کنیم البته در شرایطی که مناسب هست نه در یک جلسه کاملاً رسمی.
سه راهکار دیگری که میخواهم خدمت شما بگویم بسیار بسیار حرفه ای هستند.
یک بار این چهار راهکار اولیه را مشخص کنیم:
اول اینکه نگویید که اینطور نیستم هر بار که بگویید نیستم اینگونه برداشت میشود که هستید.
دوم اینکه با سوال پاسخ بدهید.
سوم استفاده از طنز
چهارم پیشدستی کردن بود.
اما نکته پنجم، بعد از اینکه اتفاقی برای ما افتاد فردی به ما گیر داد، شوخی کرد، طنز گفت، تیکه انداخت یا هر چیز دیگری، بعد از آن وقتی برنامه تمام شد با خودمان فکر بکنیم که من چی باید جوابشو میدادم یا چه جوابی می توانست خیلی عالی و دندان شکن باشد
خب این میتواند عالی باشد و میتواند به ما کمک کند و خیلیها با خودشان میگویند: آخ ای کاش میگفتم کاش …
این کاش گفتنها فایده ای ندارد باید به خودمان تلقین کنیم دفعه بعد این اتفاق افتاد آمادهام که این را بگویم چشممان را میبندیم، تصویرسازی میکنیم، میبینیم یک نفر این را گفت و ما هم بلافاصله آن جواب را خواهیم داد که میتواند خیلی جالب باشد.
نکته ششم این است که دیگران چطور حاضر جواب هستند این هم موضوع بسیار کاربردی هست.
اگر اطرافیانمان، دوستانمان، آشناهایمان،کسانی هستند که حاضر جوابند وقتی یک بار حاضر جوابی کردند جواب جالبی دادند سریع باید حواسمان باشد و ببینیم آنها چه میگویند این را هم برای خودمان تکرار کنیم و دقیقاً مثل تمرین قبلی چشمهایمان را ببندیم و نگاه کنیم ببینیم ما هم اگر در آن شرایط بودیم چی میگفتیم و چه جوابی بهتره؟
آیا میتوانیم بهترش بکنیم یا نه، همین را باید بگوییم این به ما خیلی کمک میکند.
اصلاً مجاورت با افرادی که حاضر جوابند میتواند خیلی خوب به ما کمک کند یا حداقل میتوانید فیلمهایی را ببنید که در آن دیالوگهای حاضر جوابی جالبی وجود دارد.
فیلمهایی که درونمایه سیاسی دارند در این زمینه میتواند جالب باشد البته فیلمهای زبان اصلی را عرض میکنم شاید در ترجمه فارسی خیلی زیبا در نیاید ولی به هر حال میتواند به ما کمک کند و یا کتابهایی که در رابطه با نقلقولهای جالب هستند، نقلقولهای کوبنده که میتواند خیلی جالب باشد. شاید بد نیست البته من به زبان فارسی کتابی را در آن رابطه سراغ ندارم. اگر بتوانیم کتابی را پیدا کنیم میتواند خیلی به ما کمک کند یا حداقل نقلقولهای مختلف را بررسی بکنیم.
آخرین نکته آمادگی برای سخنرانی بداهه هست.
اگر ما یاد بگیریم که چگونه بداهه صحبت کردن و سخنرانی را انجام بدهیم به احتمال بسیار زیاد توانمندی مغزمان اینقدر زیاد خواهد شد که بدون هیچ نگرانی در هر جایی حاضر جواب باشیم یا حداقل خودمان را از آن بحرانی که وجود دارد خارج کنیم. بنابراین توصیه میکنم اگر دوست دارید از دوره غیرحضوری مهارتهای سخنرانی بداهه استفاده کنید تا مغز خودتان را تقویت کنید.
برای حاضر جوابی و اینکه در هر شرایطی بدون اطلاع قبلی بتوانید سخنرانی کنید باز هم تاکید میکنم تمام این مطالب قطعی نیستند بسته به شرایط، اینکه شما که هستید؟ و اینکه مخاطبتان که هست؟ میتواند واقعاً تاثیرگذار باشد و شرایط متفاوتی را رقم بزند.
مشاوره و اجرا (برندینگ ، بازاریابی ، تبلیغات ، فروش و …)
طراحی و پیاده سازی انواع پورتال ها و وب سایت
طراحی و پیاده سازی اپلکیشن های موبایل
گروه مهندسی آفتاب
ارسال دیدگاه